تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم یا صاحب الزمان ادرکنی

10پرسش عامیانه پیرامون امام زمان(عج)




بسم الله الرحمن الرحیم

 شاید با خواندن این مطلب به خیلی از پرسش های خودتون برسید در پایان  امیدوارم که این مطلب مورد عنایت امام زمان(عج)قرار بگیرد.

۱- علت اینکه وقتی نام مبارک حضرت و کلمه قائم می آید بلند میشویم و دست خود را بر روی سر میگذاریم چیست؟ 

پاسخ: وجود دو روایت، دلیل چنین کاری است که یکی، قول امام و دیگری، فعل امام است. امام صادق(ع) فرموده است: «فلیقم و لیطلب من الله تعجیل فرجه؛ پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب کند»(منتخب الاثر، ص۶۴۱).

درباره امام رضا(ع) نقل شده است: «وضع الرضا یده علی رأسه و تواضع قائماً و دعی له بالفرج؛ امام رضا(ع) دستش را بر روی سرش قرار داد و متواضعانه ایستاد و برای فرج او دعا کرد»(منتخب الاثر، ص۶۴۰).

از این دو روایت، معلوم می‌شود هنگام برده شدن نام امام زمان(ع) باید برخاست و برای حضرت دعا کرد. البته در روایت اول برخاستن را ویژه زمانی می‌داند که لقب قائم ذکر شود و فقط بلند شدن و دعا کردن را می‌رساند. اما روایت دوم، لقب خاص را نمی‌رساند، بلکه هرگاه یادی از امام شود، باید برخاست و دعا کرد و نیز علاوه بر این در روایت دوم دست روی سر نهادن نیز بیان شده است.

امام صادق(ع) سبب این کار را فرموده است: «زیرا غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت امام به کسانی که دوستش دارند، زیاد است، هرکس او را به این لقب ـ که اشاره به دولت ایشان دارد و حسرت بر غربت ایشان را می‌رساند ـ یاد کند، امام به او نظر می‌کند و از جمله چیز‌هایی که نشان تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه کردن مولا به او است.(منتخب الاثر، ص۶۴۱).

از این روایت معلوم می‌شود، برخاستن، نشان تعظیم و احترام و بزرگ شمردن امام است و در مورد روایت دوم نیز هر چند کلام امام نیست، اما برداشت راوی ـ به عنوان کسی که حاضر در مجلس است ـ همین تواضع است. راوی می‌گوید: «وتواضع قائماً» یعنی برای تواضع، امام به پا خاست. پس برای بزرگ شمردن امام و کوچک انگاشتن خود، چنین عملی انجام می‌شود. .......



بسم الله الرحمن الرحیم

 شاید با خواندن این مطلب به خیلی از پرسش های خودتون برسید در پایان  امیدوارم که این مطلب مورد عنایت امام زمان(عج)قرار بگیرد.

۱- علت اینکه وقتی نام مبارک حضرت و کلمه قائم می آید بلند میشویم و دست خود را بر روی سر میگذاریم چیست؟ 

پاسخ: وجود دو روایت، دلیل چنین کاری است که یکی، قول امام و دیگری، فعل امام است. امام صادق(ع) فرموده است: «فلیقم و لیطلب من الله تعجیل فرجه؛ پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب کند»(منتخب الاثر، ص۶۴۱).

درباره امام رضا(ع) نقل شده است: «وضع الرضا یده علی رأسه و تواضع قائماً و دعی له بالفرج؛ امام رضا(ع) دستش را بر روی سرش قرار داد و متواضعانه ایستاد و برای فرج او دعا کرد»(منتخب الاثر، ص۶۴۰).

از این دو روایت، معلوم می‌شود هنگام برده شدن نام امام زمان(ع) باید برخاست و برای حضرت دعا کرد. البته در روایت اول برخاستن را ویژه زمانی می‌داند که لقب قائم ذکر شود و فقط بلند شدن و دعا کردن را می‌رساند. اما روایت دوم، لقب خاص را نمی‌رساند، بلکه هرگاه یادی از امام شود، باید برخاست و دعا کرد و نیز علاوه بر این در روایت دوم دست روی سر نهادن نیز بیان شده است.

امام صادق(ع) سبب این کار را فرموده است: «زیرا غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت امام به کسانی که دوستش دارند، زیاد است، هرکس او را به این لقب ـ که اشاره به دولت ایشان دارد و حسرت بر غربت ایشان را می‌رساند ـ یاد کند، امام به او نظر می‌کند و از جمله چیز‌هایی که نشان تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه کردن مولا به او است.(منتخب الاثر، ص۶۴۱).

از این روایت معلوم می‌شود، برخاستن، نشان تعظیم و احترام و بزرگ شمردن امام است و در مورد روایت دوم نیز هر چند کلام امام نیست، اما برداشت راوی ـ به عنوان کسی که حاضر در مجلس است ـ همین تواضع است. راوی می‌گوید: «وتواضع قائماً» یعنی برای تواضع، امام به پا خاست. پس برای بزرگ شمردن امام و کوچک انگاشتن خود، چنین عملی انجام می‌شود.

۲-چرا نام بردن اسم اصلی حضرت حرام است و فلسفه نوشتن آن به صورت (م ح م د)چیست ؟

پاسخ:حضرت مهدی(ع) همنام با پیامبر(ص) و هم لقب با آن وجود شریف است. نام آن حضرت، محمد و لقب او ابوالقاسم است. در بعضی احادیث معتبر، تصریح به این نام در مجالس عمومی منع شده است.(ترجمه، مکیال المکارم، ج۲،ص۱۸۸)

پیامبر(ص) می‌فرماید: «لا یسمه باسمه ظاهراً قبل قیامه الا کافر به»؛«در آشکارا نام او را تا قبل از قیام او، جز کافر به او نمی‌برد».(مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۸۵)

امام باقر(ع) نیز فرموده است: «لا یسمی حتی یظهر امره»؛«نام او نباید برده شود تا اینکه امر (قیام) او آشکار شود».(کافی، ج۱، ص۵۲۵)

امام رضا(ع) نقل شده است: «لا یسمی باسمه بعد غیبه احد حتی یراه و یعلن باسمه فلیسمه کل الخلق»؛«کسی نام او را پس از غیبت او نبرد تا زمانی که او را ببیند و نامش آشکار شود و تمام مردم نام او را ببرند».(مستدرک، ج۱۲، ص۲۸۵)

امام حسن عسکری(ع) می‌فرماید: «لا یحل لاحد ان یسمیه و یکنیه بکنیته الی ان یظهر الله دولته و سلطنته»؛« برای هیچ کس حلال نیست که نام و کنیه او را ببرد تا وقتی که خدا دولت و حکومتش را آشکار سازد.(مستدرک، ج۱۲،ص۲۸۵).

بر اساس این دسته از روایات ـ که نام بردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسیاری از عالمان شیعه تصریح و تلفظ نام شریف آن حضرت را حرام دانسته‌اند. و لذا برای اینکه این نام تلفظ نشود در نوشته‌ها به صورت «م‌ح‌م‌د» می‌نویسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نیست.

البته برخی از عالمان شیعه (مانند خواجه نصیر طوسی) تلفظ نام اصلی را هم جایز دانسته‌اند و از زمان شیخ بهایی به بعد در این مسأله بین عالمان شیعه اختلاف نظر و رأی پدید آمد.(مکیال المکارم، ج۲، ص۱۹۰).

گروهی از عالمان شیعه(مانند شیخ مفید، شیخ صدوق، علامه طبرسی، محقق داماد، مرحوم مجلسی و محدث نوری و …) به زبان آوردن نام اصلی حضرت را حرام دانسته‌اند.

گروه دیگر از عالمان شیعه (مانند شیخ انصاری و شیخ حر عاملی و …) ذکر نام اصلی حضرت مهدی(ع) را حرام ندانسته و روایات منع را مربوط به زمان غیبت صغری می‌دانند که جان آن حضرت از طرف حکومت وقت در خطر بوده‌است. این گروه در تایید نظر خود، روایات و زیارات را که نام اصلی حضرت مهدی(ع) تصریح شده است ذکر می‌کنند:

شیخ صدوق از زبان یکی از یاران امام حسن عسکری(ع) نقل می‌کند: «ان ابا محمد بعث الی بعض من سماه لی بشاه مذبوحه و قال هذه عقیقه ابنی محمد»؛«امام برای یکی از کسانی که نامش را برای من ذکر کرد گوسفند سر بریده‌ای فرستاد و فرمود این عقیقه فرزندم محمد است»(کمال الدین ج۲، ص۳۳۴).

از آنجا که بیشتر «روایات منع» نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمرده‌اند؛ لذا بسیاری از عالمان شیعه ذکر و تلفظ نام شریف حضرت مهدی(ع) را سزاوار نمی‌دانند و می‌فرمایند: بهتر است تصریح به نام اصلی آن وجود شریف نشود».

برخی نیز معتقدند: حرمت ذکر نام حضرت در جایی است که مخالفان و دشمنان اهل بی و امام زمان(ع) حضور دارند.

گفتنی است تلفظ نام و کنیه مخصوص حضرت مهدی(ع) در این موارد بدون اشکال است     

الف:در نوشته‌ها: حتی کسانی که ذکر نام محمد را حرام می‌دانند، نوشتن آن در کتاب‌ها را حرام ندانسته‌اند.

ب: به صورت اشاره و رمز: می‌توان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و کنیه او مانند کنیه رسول خدا است و نیز می‌توان به صورت رمز ـ م ح م د ـ تلفظ نمود.

پ: در دعا و مناجات در غیر مجالس عمومی؛

ت: ذکر نام آن حضرت به صورت پنهانی و در قلب                                                       

(ترجمه مکیال المکارم، ج۲، ص۱۸۸)

۳-لقبهای حضرت مهدی (ع) چیست در باره ی معنی هر کدام توضیح دهید?

پاسخ: نام، کنیه و القاب

نام و کنیه(اسمى است که با لفظ «اب» یا «ام» شروع مى‏شود مانند: اباعبداللّه و امّ البنین.) امام زمان(ع) همان نام و کنیه پیامبر اسلام(ص) است و در برخى از روایات از بردن نام ایشان تا هنگام ظهور، نهى شده است.

لقب‏هاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقیهالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّ‏عصر که معروف‏ترین آن‏ها «مهدى» است.

هر یک از این لقب‏ها، بیانگر پیام ویژه‏اى درباره آن بزرگوار است.

آن امام خوبى‏ها را «مهدى» گفته‏اند زیرا که هدایت شده‏اى است که مردم را به سوى حق مى‏خواند و «قائم» خوانده‏اند چون براى حق، قیام خواهد کرد و »منتظَر« نامیده‏اند زیرا که همگان در انتظار مقدم اویند و «بقیهاللّه» لقب داده‏اند چرا که باقیمانده حجت‏هاى خدا و آخرین ذخیره الهى است.

«حجّت» به معنى گواه خدا بر خلق و «خلف صالح» به معنى جانشین شایسته براى اولیاء خداست. او «منصور» است چون از سوى پروردگار یارى مى‏شود و «صاحب الأمر» است چون امر ایجاد حکومت عدل الهى به عهده اوست. «صاحب الزمان و ولىّ عصر» نیز به معنى آنست که او حاکم و فرمانرواى یگانه زمان است.

۴-آیا با ۴۰ بار دعای عهد یار حضرت می شویم ؟

پاسخ: در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است هر کس دعای عهد را چهل صبح بخواند از یاران قائم(ع) خواهد بود. البته باید دانست که خواندن دعا به تنهایی کافی نیست بلکه انسان باید قابلیت یاوری از امام را در خود ایجاد کند.

به بیان دیگر یکی از راه‌های ارتباطی میان انسان و خدا و حجت او “دعا” است. دعا راز و نیاز با محبوب و مناجات با مطلوب است. دعا اظهار ذلت و محبت با معشوق و عرض حاجت به معبود است و … پس اصل دعا بسیار ارزشمند است. البته هر دعا تأثیر و خاصیت مناسب با خود را نیز دارد. یکی در بخشیده شدن گناه و پذیرش توبه مؤثر است و دیگری در وسعت رزق و روزی و دیگری در کسب علم و معرفت و …

در این میان، دعاهایی که از ائمه(ع) صادر شده و به دست ما رسیده، ارزش والا و برتر دارد. دعای عهد از امام صادق(ع) برای ما نقل شده و مضمون بسیار بلند دارد. ما عاجزانه از پروردگار خود می‌خواهیم به ما قابلیتی عنایت کند که بتوانیم خود را برای یاوری امام آماده کنیم و واقعاً دست بیعت و وفاداری به او بدهیم. ما از خداوند ظهور او را می‌طلبیم و از او می‌خواهیم ما را در امر زمینه سازی و ظهور کمک کند. پس یکی از بهترین راه‌های ارتباط، دعا است که به دنبال آن مشی صحیح زندگی را نیز به همراه دارد.

۵-پرسش: آیا اگر کسی دعای عهد نخواند و بمیرد ممکن است هنگام ظهور زنده شده و از یاران حضرت باشد ؟

 پاسخ: (زنده شدن مؤمنین بدون خواندن دعای عهد) از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: هر کس در چهل بامداد این عهد به سوی پروردگار دعا کند، از یاران ما خواهد بود. و اگر قبل از ظهور حضرت مهدی(ع) بمیرد، خداوند او را برای یاری آن حضرت زنده کند.

البته خواننده می‌داند که دستورات اسلام به هم پیوسته و یکپارچه است. که از سه بخش عقائد، احکام و اخلاق تشکیل شده است. و عمل به همه آنها موجب نجات و رسیدن به پاداش الهی است.

لذا اگر مسلمانی وظیفه الهی و شرعی و اخلاقی خود را انجام دهد و در عین حال منتظر ظهور حضرت ولی عصر(ع) باشد و در شوق دیدار آن بزرگوار و رسیدن به دولت و حکومت جهانی آن حضرت تضرع و زاری کند ـ اگر چه دعای عهد را نخوانده باشد ـ اما اعتقاداً و عملاً خصوصیت یاران و منتظران حضرت را داشته باشد، امید است که چنین کسی در زمان ظهور امام زمان(ع) زنده گردد و آن حضرت را یاری کند.

علم دانایان عالم یک سخن از علم اوست

جود و بخشش‌های حاتم یک نم از دریای اوست

هر که امروز از فراق روی او گریان بود

بی گمان فردای رجعت موسم احیای اوست

۶-روایتی از وجود مقدس امام زمان سلام الله علیه است که :کسی که نمازصبح را به قدری تأخیر بیندازد که ستارگان آسمان محو شوند و نماز مغرب را به قدری به تاخیر بیندازد که ستارگان در آسمان نمایان شود ملعون است لطفاَ بفرمایید ملعون در این روایت به چه معنا می باشد؟

 پاسخ : معنای این روایت این است که از رحمت الهی دور است کسی که نماز صبح و شب را  به تأخیر اندازد.

۷-ایران در آستانه ظهور ، در چه وضعیتی قرار دارد ؟

پاسخ: با توجه به روایات می‌توان شرایط ایران را تا حدودی این گونه ترسیم کرد: «دانش و معارف دین اسلام و مکتب تشیع، از ایران و قم، به جهانیان صادر می‌شود. لذا موقعیت علمی ایران ممتاز است و اصلی ترین مرکز دین اهل بیت(ع) خواهد بود. در روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) نقل شده است: «به زودی، کوفه، از مؤمنان خالی می‌گردد و دانش مانند ماری که در سوراخش پنهان می‌شود، از آن شهر رخت برمی‌بندد؛ سپس علم ظاهر می‌شود در شهری به نام قم؛ آن شهر معدن علم و فضل می‌گردد(و از آنجا به سایر شهر‌ها پخش می‌شود) به گونه‌ای که باقی نمی‌ماند در زمین جاهلی نسبت به دین، حتی زنان در خانه‌ها. این قضیه نزدیک ظهور قائم(ع) واقع می‌شود … علم، از قم به سایر شهر‌ها در شرق و غرب پخش می‌شود و حجت بر جهانیان تمام می‌شود به گونه‌ای که در تمام زمین، فردی پیدا نمی‌شود که دین و علم به او نرسیده باشد. بعد از آن قائم، قیام می‌کند و سبب انتقام خدا و غضب او بر بندگان(ظالم و معاند) می‌شود؛ زیرا، خداوند انتقام (و عذاب) بر بندگان روا نمی‌دارد، مگر وقتی که حجت را انکار کنند»؛ (بحار الانوار، ج ۵۷و۶۰، ص۲۱۳).

خیزش و جنبشی بزرگ برای دعوت مردم به طرف دین، در ایران روی می‌دهد. از امام کاظم(ع) نقل شده است: «مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق دعوت می‌کند. گروهی، دور او اجتماع می‌کنند که مانند پاره‌های آهن‌اند و باد‌های تند(حوادث) نمی‌تواند آنها را از جای برکند. از جنگ خسته نمی‌شوند و کناره‌گیری نمی‌کنند و بر خدا توکل می‌کنند. سر انجام، پیروزی برای متقین و پرهیزکاران است».(بحار، ج۶۰، ص۲۱۶، ح۳۷).

گویا این حرکت، همان حرکتی است که از امام باقر(ع) نقل شده است: «گویا می‌بینم گروهی از مشرق زمین خروج می‌کنند و طالب حق هستند، اما به آنان پاسخ داده نمی‌شود. مجدداً برخواسته‌ی خود تاکید می‌کنند ولی جواب نمی‌شنوند. پس چون چنین دیدند، شمشیر‌ها را به دوش می‌کشند، در مقابل دشمن می‌ایستند تا حق به آنها داده می‌شود، اما این بار قبول نمی‌کنند بلکه قیام می‌کنند و نمی‌دهند آن را (پرچم قیام را) مگر به صاحب شما(امام زمان(ع))».(بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۴۳، ح۱۱۶).

خروج سید حسنی و خراسانی که در روایات به آنها اشاره شده است را می‌توان در این باره دانست. بنابراین، موقعیت اجتماعی آن روز ایران حرکت به سوی حق طلبی و دعوت به آمادگی برای ظهور است.

در بستر این جامعه نیز یاران حضرت شکل می‌گیرند. در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است: «قم را قم نامیدند، چون اهل او، اجتماع می‌کنند با قائم آل محمد(ص) و با او قیام می‌کنند و او را یاری می‌کنند».(بحار الانوار، ج ۵۷و ۶۰، ص۲۱۶، ح۳۸).

در روایاتی که به نام یاران و شهر‌ها اشاره دارد، شهر‌های متعددی از ایران ذکر شده است. خلاصه آن که ایران، مرکز صدور دین و معارف اهل بیت است و زمینه‌سازی برای ظهور می‌کند.

در برخی از روایات اهل بیت(ع) به حضور فعال عجم در سپاه و ارتش مخصوص امام مهدی(ع) اشاره شده است. البته مقصود از عجم ملت‌های غیر عرب است، ولی به احتمال زیاد بیشترین مصداق آن در عصر ظهور، ایرانیان خواهند بود به ویژه که مرکز شیعه در ایران است.

مجموعه روایات وارده در مورد ایرانیان نشان می‌دهد که این گروه، زمینه‌سازان حکومت حضرت مهدی(ع) در جهان هستند و بیشترین تأثیر را در روند استقرار حکومت آن خورشید عالم‌تاب دارند.

 ۸- آیا وقتی امام زمان (عج) جهان را پر از عدل و داد می کند با جنگ و خونریزی این کار را انجام می دهد ؟

پاسخ: با توجه به روایات به صورت خلاصه می‌توان چنین گفت:

وقتی مردم جهان آماده پذیرش حضرت شدند، با دیدن علایم ظهور نگاه‌ها متوجه مکه می‌شود. حضرت مهدی(عج) با اذن و امر خدا همراه با ۳۱۳نفر از یاران در مسجد الحرام ظاهر می‌شوند و با معرفی خود ظهور را اعلام کرده و مردم را به سوی خدا و پیروی از خود دعوت می‌کند. با اعلام ظهور، یاران دیگر حضرت نیز به طرف مکه حرکت می‌کنند تا اینکه جمعیت یاران به ده هزار نفر می‌رسد و حضرت خروج می‌کند. مکه را به تصرف در می‌آورد و پس از اصلاح امور به طرف مدینه حرکت می‌کند. با تصرف این شهر و اصلاح امور آن به سمت عراق به راه می‌افتد. البته در طول حرکت یاران دیگری نیز به سپاه حضرت افزوده می‌شود. در عراق پس از ارشاد و راهنمایی، به جنگ با معاندان و لشکر ظالم سفیانی می‌پردازد که در نهایت به پیروزی حضرت و کشته شدن سفیانی و سپاه او می‌انجامد. سپس حضرت برای فتح بیت المقدس اقدام می‌کند. نزول حضرت عیسی(ع) و نماز خواندن ایشان پشت سر امام مهدی(ع) باعث می‌شود افراد زیادی از اهل کتاب به اسلام گرایش پیدا کنند و سر انجام با فرستادن یاران به نقاط مختلف عالم و فتح آن ، پیروزی نهایی برای اسلام رقم می‌خورد.

باید توجه داشت حرکت حضرت با تبلیغ و تبیین حقیقت آغاز می‌شود. او پیام‌آور صلح و راستی است. او برای نجات می‌آید، او رحمت الهی بر بندگان است. او ضد ظلم و شرک و فساد است. لذا ابتدا دعوت به حقیقت می‌کند و سپس در صورت تقابل و عناد افراد، با آنان می‌جنگد.

۹-سرنوشت شیطان در ظهور چگونه است؟

پاسخ: در قرآن مجید از شیطان نقل میکند که پس از اینکه به دلیل سجده نکردن بر انسان و تمرد از دستور الهی، رانده شد، به خداوند عرض کرد: ” قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ”؛”پروردگارا! مرا تا روزی که بر انگیخته خواهند شد مهلت ده”(حجر، ۳۶). شیطان در این درخواست دو مطلب را از خداوند متعال خواسته است: ۱٫ به او مهلت داده شود، ۲٫ این مهلت تا قیامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد.

پاسخ حضرت حق تعالی به او چنین است: ” قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ * إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛تو از مهلت یافتگانی، تا روز و وقت معلوم”(حجر، ۳۷و۳۸) خداوند متعال به او مهلت داده است و درخواست اولی او را اجابت کرده است. اما درخواست دوم او او را که خواسته بود تا روز قیامت مهلت داشته باشد اجابت نشده است، بلکه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است. پسرش این است که ” وقت معلوم” چه زمانی است؟ در بحار الانوار، ج۶۰ ص۲۲۱، از امام صادق(ع) روایتی وارد شده است ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابلیس در آیه پرسش میکند که این روز، چه روز و زمانی ااست؟ امام میفرمایند: “ای وهب! آیا تصور میکنی که آن روز زمانی است که خدا در آن روز مردم را مبعوث میکند؟(چنین نیست) بلکه خداوند ابلیس را تا روز قیام قائم ما مهلت میدهد. در آن زمان حضرت، ابلیس را محم میگیرند و گردن او را میزند و آن روز، زمان معلوم است.”

هدف اصلی انسان سعادت است و سعادت در جامعه بشری با حکومت حضرت مهری(ع) حاصل میشود که در آن زمان زمین پر از عدل و داد میشود و خبری از کفر و ظلم نیست. در آن زمان، قلبها از وسوسههای شیطانی پاک میشود و فساد نابود میگردد. در این روز، ابلیس که کاری جز وسوسه و به انحراف کشاندن جامعه بشری ندارد، به عنوان اصل فساد، گردن زده میشود پس منظور از کشته شدن ابلیس و شیطان به دست حضرت، به قتل رساندن شیطان و پایان مهلتی است که به شیطان داده بود.

البته قتل شیطان و ابلیس، به معنای از بین رفتن همه شیاطین به ویژه انسانهای شیطان صفت نیست، زیار تکلیف برقرار است و تکلیف دائر مدار اختیار خیر و شر است و برخی انسانها هتسند که نقش شیطان را بر عهده دارند. ضمن اینکه نفس اماره نیز اتس. امام رئیس شیطانها را که نقشی اساسی برای انحراف و گناه دارد از بین میبرد.

برای آگاهی بیشتر به تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۶۷ـ ۱۶۹ ذیل آیه ۳۸ از سوره مبارکه حجر و ص ۱۸۴ ذیل بحث روایی آیه مذکور مراجعه شود.

-چگونگی به شهادت رسیدن امام زمان (عج) را بنویسید .

پاسخ: در مورد پایان زندگی حضرت به درستی نمی توان سخن گفت. روایتی که در آن سخن از شهادت حضرت به دست یک زن به میان آمده، هم ضعف سند دارد و هم اضطراب در متن و هم اینکه در متون شیعه وارد نشده است. برخی به سخن امام حسن مجتبی(ع) (که فرمود: نیست از ما ائمه مگر اینکه یا مسموم می شود یا مقتول)، استناد کرده و گفته اند: حضرت در نهایت به شهادت می رسد؛ ولی کیفیت آن روشن نیست: در برخی روایات نیز سخن از رحلت آمده است. در توجیه روایت امام حسن(ع) گفته شده است: این روایت می تواند مربوط به زمان حاکمیت بنی امیه و بنی عباس باشد که به ائمه(ع) سخت می گرفتند. بنا بر این نمی توان به روشنی در این باره اظهار نظر کرد.

منبع کلیه ی مطالب بالا از نرم افزار آخرین ذخیره میباشد

تاریخ ارسال : شنبه 4 اردیبهشت 1395 09:15 ق.ظ | نویسنده : زهرا فروزان فر

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 12:15 ب.ظ
Fastidious answer back in return of this issue with firm arguments and describing
all on the topic of that.
تاریخ ارسال : دوشنبه 13 شهریور 1396 11:20 ق.ظ
It's awesome to go to see this website and reading
the views of all mates regarding this paragraph, while I am also keen of
getting experience.
تاریخ ارسال : یکشنبه 15 مرداد 1396 10:33 ب.ظ
fantastic issues altogether, you just won a new
reader. What might you suggest in regards to your publish that you just made some days ago?
Any sure?
تاریخ ارسال : سه شنبه 29 فروردین 1396 02:05 ب.ظ
Wow that was unusual. I just wrote an incredibly long comment but
after I clicked submit my comment didn't show up.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyway,
just wanted to say wonderful blog!
تاریخ ارسال : چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:34 ب.ظ
I've been browsing online more than 2 hours today, yet I never found
any interesting article like yours. It's pretty worth enough for me.
In my opinion, if all website owners and bloggers made good content as
you did, the internet will be much more useful than ever before.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر